با ثبت‌نام در سایت، اشتراک رایگان دریافت کنید، فیلم تماشا کنید، مسابقه دهید و برنده جوایز میلیونی شوید

ثبت نام
WONMOV
پایان بحث برانگیز و مبهم فیلم ها ( بخش اول )

پایان بحث برانگیز و مبهم فیلم ها ( بخش اول )

توسط مدیریت سایت در ۱۴۰۵/۰۴/۱۹ ۲۱:۳۱:۰۴

تا حالا اصطلاح فیلم پایان باز به گوشت خورده؟
فیلم پایان باز به فیلمی میگن که نویسنده تصمیم میگیره تفسیر نهایی فیلم رو به بیننده واگذار کنه .
این  نویسنده ها معتقدن اینطور پایان میتونه اثر فیلم رو تا مدتها در ذهن بیننده بجا بزاره و از یادها نره.
در ادامه بخش اول فیلم‌هایی که پایان بحث برانگیز و مبهمی داشتن رو معرفی میکنیم و سعی میکنیم آخرین  سکانس‌ها و نکات مبهم رو تفسیر کنیم در نتیجه 

هشداااااار میدیم اول فیلمها رو ببینید بعد تفسیر نهایی رو  با نتیجه ای که خودتون گرفتید در اینجا مقایسه کنید

۱.    تلقین  Inception (2010)
کارگردان: Christopher Nolan
ژانر  : علمی‌تخیلی، اکشن، معمایی

پایان مبهم فیلمها تلقین

آخرین سکانس فیلم یکی از مشهورترین پایان‌های مبهم تاریخ سینماست و سال‌هاست طرفداران درباره واقعیت یا رؤیا بودن آن بحث می‌کنند.
این فیلم داستان گروهی از افراد را روایت می‌کند که می‌توانند وارد رؤیای دیگران شوند و ایده‌ای را در ذهن آن‌ها بکارند. اما چیزی که فیلم را به اثری ماندگار تبدیل کرده، فقط ایده‌ی علمی‌تخیلی آن نیست؛ بلکه نحوه روایت لایه‌لایه‌ی داستان است. هرچه فیلم جلوتر می‌رود، مرز میان واقعیت و رؤیا کم‌رنگ‌تر می‌شود و مخاطب نیز مانند شخصیت اصلی نسبت به آنچه می‌بیند دچار تردید می‌شود.
پایان فیلم یکی از مشهورترین پایان‌های باز تاریخ سینماست. نولان عمداً پاسخ قطعی نمی‌دهد و همین باعث شده میلیون‌ها نفر برداشت‌های متفاوتی داشته باشند
وقتی فیلم به پایان می‌رسد، کاب (با بازی Leonardo DiCaprio) پس از سال‌ها دوری، بالاخره به خانه برمی‌گردد و فرزندانش را می‌بیند. اما درست قبل از اینکه فیلم تمام شود، فرفره‌ای را روی میز می‌چرخاند؛ همان وسیله‌ای که در دنیای رؤیا هیچ‌گاه از چرخیدن بازنمی‌ایستد.
دوربین روی فرفره می‌ماند. برای لحظه‌ای به نظر می‌رسد تعادلش را از دست می‌دهد، اما درست همان لحظه تصویر قطع می‌شود.
همین چند ثانیه، یکی از بزرگ‌ترین بحث‌های تاریخ سینما را رقم زد.

پایان مبهم فیلمها تلقین

نظریه اول؛ کاب به دنیای واقعی برگشته است
طرفداران این نظریه می‌گویند فرفره قبل از قطع تصویر، کمی لرزش پیدا می‌کند و اگر فیلم چند ثانیه بیشتر ادامه پیدا می‌کرد، احتمالاً روی زمین می‌افتاد.
آن‌ها همچنین به حضور حلقه ازدواج کاب اشاره می‌کنند؛ در بیشتر صحنه‌های رؤیا، او حلقه به دست دارد اما در دنیای واقعی نه. در پایان فیلم نیز حلقه‌ای در دست او دیده نمی‌شود.


نظریه دوم؛ همه چیز هنوز یک رؤیاست
عده‌ای معتقدند کاب هنوز از رؤیا خارج نشده است. بازگشت آسان به خانه، بدون هیچ مانع قانونی یا خانوادگی، بیش از حد ایده‌آل به نظر می‌رسد. همچنین چهره فرزندان او تقریباً همان چیزی است که در خاطراتش دیده

نظرات و تحلیل‌های مشهور :
Christopher Nolan
بارها گفته است که مهم‌تر از پاسخ نهایی، وضعیت ذهنی شخصیت اصلی است. از نگاه او، اگر شخصیت دیگر نیازی به دانستن حقیقت ندارد، شاید مخاطب هم نباید داشته باشد.
Michael Caine
که در فیلم بازی می‌کند، گفته بود نولان به او توضیح داده هر صحنه‌ای که شخصیت او در آن حضور دارد، در دنیای واقعی اتفاق می‌افتد. این صحبت باعث شکل‌گیری یکی از معروف‌ترین نظریه‌های فیلم شد.
بسیاری از منتقدان معتقدند پایان فیلم درباره «پذیرش واقعیت شخصی» است، نه اینکه آیا شخصیت هنوز در رؤیاست یا خیر.

۲. جزیره شاتر Shutter Island (2010)
کارگردان: Martin Scorsese
ژانر: روان‌شناختی، معمایی، تریلر

پایان مبهم فیلمها جزیره شاتر

در نگاه اول، این فیلم یک معمای جنایی درباره ناپدید شدن یک بیمار در یک آسایشگاه روانی است؛ اما به‌تدریج تبدیل به سفری در ذهن شخصیت اصلی می‌شود. فیلم پر از نشانه‌ها، دیالوگ‌های دوپهلو و تصاویر نمادین است که هنگام تماشای دوباره، معنای متفاوتی پیدا می‌کنند.
پایان فیلم به‌جای پاسخ دادن به همه سؤال‌ها، سؤال مهم‌تری مطرح می‌کند؛ اینکه آیا شخصیت اصلی حقیقت را فهمیده یا آگاهانه تصمیم دیگری گرفته است؟
در پایان مشخص می‌شود مارشال آمریکایی، در حقیقت بیماری روانی به نام اندرو لیدیس است که سال‌ها پیش همسرش را پس از قتل فرزندانشان کشته است.
پزشکان بیمارستان برای آخرین بار تلاش می‌کنند با یک نمایش پیچیده، او را با حقیقت روبه‌رو کنند و به نظر می‌رسد این درمان موفق بوده است.
اما درست زمانی که همه تصور می‌کنند او بهبود یافته، اندرو جمله‌ای می‌گوید که همه چیز را زیر سؤال می‌برد:
«زندگی کردن به‌عنوان یک هیولا بهتر است یا مردن به‌عنوان یک انسان خوب؟»
همین جمله باعث شد پایان فیلم به دو شکل تفسیر شود.

پایان مبهم فیلمها جزیره شاتر


نظریه اول؛ درمان موفق بود
بر اساس این دیدگاه، اندرو حقیقت را پذیرفته اما آن‌قدر از احساس گناه رنج می‌برد که ترجیح می‌دهد وانمود کند هنوز بیمار است تا تحت عمل جراحی قرار بگیرد و خاطراتش پاک شوند.
نظریه دوم؛ او دوباره دچار توهم شده است
برخی معتقدند اندرو فقط برای چند دقیقه حقیقت را پذیرفت و سپس دوباره ذهنش به دنیای خیالی بازگشت

نظرات و تحلیل‌های مشهور :
Roger Ebert این فیلم را اثری دانست که ارزش تماشای دوباره دارد، زیرا بسیاری از جزئیات آن تنها پس از دانستن پایان معنا پیدا می‌کنند.
بسیاری از روان‌شناسان و تحلیلگران سینما این فیلم را نمونه‌ای از تأثیر احساس گناه و مکانیزم‌های دفاعی ذهن می‌دانند.
در میان طرفداران، هنوز دو دیدگاه اصلی وجود دارد: عده‌ای معتقدند شخصیت اصلی در پایان حقیقت را پذیرفته و گروهی دیگر معتقدند او تصمیمی کاملاً آگاهانه گرفته است.

۳.  پرستیژ The Prestige (2006)  
کارگردان: Christopher Nolan
ژانر: معمایی، درام، علمی‌تخیلی

پایان مبهم فیلمها پرستیژ

اگر به داستان‌هایی درباره رقابت، وسواس و بهای موفقیت علاقه داری، این فیلم یکی از بهترین نمونه‌هاست. داستان درباره دو شعبده‌باز است که رقابت حرفه‌ای‌شان به دشمنی شخصی و وسواسی خطرناک تبدیل می‌شود.
فیلم بارها مخاطب را فریب می‌دهد؛ درست مانند یک شعبده‌بازی واقعی. حتی عنوان فیلم نیز به یکی از مراحل اجرای شعبده اشاره دارد و وقتی پایان را ببینی، متوجه می‌شوی بسیاری از اتفاقات از همان ابتدا جلوی چشمت بوده‌اند.
.در پایان مشخص می‌شود راز شعبده‌باز «بوردن» اصلاً یک ترفند نبوده است.
او از ابتدا یک نفر نبود؛ بلکه دو برادر دوقلو بودند که تمام زندگی خود را با یک هویت مشترک سپری کردند. هر روز یکی از آن‌ها نقش بوردن را بازی می‌کرد و حتی همسرش نیز هرگز متوجه این راز نشد.
از طرف دیگر، «انجیر» برای اجرای شعبده معروفش از دستگاه ساخته‌شده توسط Nikola Tesla استفاده می‌کرد؛ دستگاهی که هر بار یک نسخه جدید از او خلق می‌کرد.
اما نسخه قبلی در همان لحظه داخل مخزن آب غرق می‌شد.
یعنی او برای هر اجرای شعبده، عملاً خودش را می‌کشت.
چرا این پایان شاهکار محسوب می‌شود؟
زیرا فیلم از همان دقیقه اول تمام سرنخ‌ها را به مخاطب نشان داده بود، اما دقیقاً مانند یک شعبده‌باز، نگاه بیننده را به جای دیگری منحرف کرده بود.

پایان مبهم فیلمها پرستیژ

نظرات و تحلیل‌های مشهور
Christopher Nolan گفته بود فیلم درباره این است که مخاطب تا چه اندازه دوست دارد فریب بخورد.
Roger Ebert معتقد بود این فیلم با هر بار تماشا لایه‌های تازه‌ای آشکار می‌کند.
بسیاری از منتقدان، این فیلم را یکی از هوشمندانه‌ترین فیلم‌نامه‌های قرن بیست‌ویکم می‌دانند؛ چون تقریباً تمام سرنخ‌ها از ابتدا وجود دارند.

خب نتیجه ای که گرفتی به کدومشون نزدیکتر بود؟
نظریه اول یا دوم؟
میتوتی اینجا  نتیجه ای که گرفتی رو برامون بنویسی






ارسال دیدگاه

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.